![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 23:29 توسط چکاوک |
|
|
رمضان ماه خداست. ماه گشایش خلوص ، نور باران باد عاشقانی را که بدین درگاه فرود آمدند. ******* الهی! گاه می گویی که فرود آی و گاه می گویی که گریز! گاه فرمایی که بیا و گاه گویی که پرهیز! خدایا! نشانِ قربت است این ، یا محض رستاخیز؟ هرگز بشارت ندیدم تهدیدآمیز! ای مهربان بردبار! ای لطیف و ای نیک یار! آمدم به درگاه! خواهی به ناز دار و خواهی خوار! «مناجات نامه خواجه عبدا... انصاری» |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 19:42 توسط چکاوک |
|
|
شکلات محبوب ما علاوه بر طعم مطبوع خواص دارویی ویژه ای هم دارد. از جمله شامل اسید آمینه تریپتوفان است که مصرف آن موجب ترشح سروتونین در مغز گردیده و ایجاد احساس سرخوشی، لذت و وجد می کند. همچنین فنیل اتیل آمید موجود در آن سبب ترشح دوپامین در بدن شده که ایجاد احساس نشاط و سرخوشی کرده و ضد افسردگی میباشد. این همان احساسی است که ما هنگام عاشق شدن داریم. به این دلیل است که شکلات را غذای عاشقان نامیده اند. اپی کاچین موجود در شکلات از خانواده فلاونوئیدها می باشد که سبب کاهش تجمع پلاکتها در دیواره عروق گشته و سلامتی قلب و عروق را تضمین میکند. تئوبرومین نیز یک ماده محرک بوده و مانند کافئین در انسان موجب افزایش تمرکز میگردد. امّا بخاطر داشته باشید که هیچگاه نباید به حیوان خانگی خود شکلات بدهید چون برای سگها، گربه ها، اسبها، طوطی ها و سایر پرندگان ، تئوبرومین ، یک سمّ مهلک است. حیوانات مذکور قادر به متابولیزه کردن این ماده نبوده و در صورت مصرف شکلات دچار تشنج، ایست قلبی، خونریزی داخلی و در نهایت مرگ میگردند. مصرف شکلات در انسان سبب ترشح آندروفین میگردد که یک مادّه مخدر طبیعی است. ضمناً شکلات حاوی آهن و منیزیوم بوده و یک منبع فوق العاده انرژی میباشد. در ضمن خوردن شکلات تأثیری در ایجاد آکنه ندارد و تأثیر آن در پوسیدگی دندان بیشتر از سایر خوراکی های شیرین نیست. « برگرفته از فصلنامه جهان گل » |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 20:6 توسط چکاوک |
|
|
این هم آهنگ ترنج با صدای آقای محسن نامجو |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 22:42 توسط چکاوک |
|
|
حاتم طایی را گفتند: از تو بزرگ همّت تر در جهان دیده ای یا شنیده ای؟ گفت: بلی، روزی چهل شتر قربان کرده بودم امرایِ عرب را. پس به گوشه صحرایی به حاجتی برون رفته بودم. خارکنی را دیدم پشته فراهم آورده، گفتمش : به مهمانی حاتم چرا نروی که خلقی بر سِماط او گرد آمده اند؟ گفت: هـر که نان از عمل خویش خورد مـــــــــنّّّّت از حاتم طایی نبــــــــــرد من او را به همّت و جوانمردی از خود برتر دیدم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 22:16 توسط چکاوک |
|
|
الهی! روزگاری او را می جستم، خود را می یافتم. اکنون خود را می جویم، او را می یابم. ای حجّت را یاد و انس را یادگار! چون حاضری، این جستن به چه کار؟ الهی! یافته می جویم ، با دیده ور می گویم: که دارم، چه جویم؟ که میبینم، چه گویم؟ شیفته این جست و جویم! گرفتار این گفت و گویم! ای پیش از هر روز و جدا از هرکس! مرا در این سور، هزار مطرب نه بس! « مناجات خواجه عبدا... انصاری » |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 13:0 توسط چکاوک |
|
|
http://www.iransong.com/g.htm?id=25892 پیشنهاد میکنم این آهنگ قشنگو گوش کنین |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم شهریور 1386ساعت 23:6 توسط چکاوک |
|
|
آری این بغض نفس می کاهد ولی این فاصله ها از صدای غم تنهایی من می آید شاید از راهی دور شاید از سوی هُبوط شاید از خاطره ی تلخ سرابی آید من ندانم هرگز که چرا سَدِّ بلند دل من در هم کوفت؟! گله ام از این است که میان هوس و دام و فریب خانه ی عشق،در این آتش سوخت هق هق دل ز جایی دگر است دل پی یار همی در گذر است گذر از خاطره ی مرگ وفا و شروع از سر خورشید و شفق آری این راه من است راه من عشق به توست راه من وسوسه ی دیدن توست آری این کار من است کار من بستن چشم است به خطای دل تو کار من را شاید دل سپردن به طنین نفس عاشق توست... آری این کار من است شاید این راه من است! شاید این بغض نفس کاهِ زمان شاید این فاصله و آه و فغان قسمت دولت شبهای من است!!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم شهریور 1386ساعت 16:20 توسط چکاوک |
|
|
چگونه پیچک غم، ارغوان شادی را، به باغ خاطر ما جادوانه پژمرده ست! چگونه کم کم زنگار ناامیدی ها، جلای آینه شور و شوق را برده ست. لبان ما، دیریست، به هم فشرده چو نیلوفرانِ نشکفته ست. چنان به زندگی بی نشاط خو کردیم، که نقش روشن لبخند یادمان رفته ست! ببین به چهره این مردمان راهگذر، دل تمامی شان غنچه نخندیده ست. هنوز، خانه ای از خانه های این سامان شبی زبانگ سرود و سرور همخوانان دمی زشادی و پاکوب دست افشانان به خود نلرزیده ست! ببین که بر سر دل های مان چه آوردیم! ببین نخواسته با عمر خود چه ها کردیم! چرا چو ماتمیان، بی خروش می مانیم؟ چرا سرود نیایش به بامداد، به نور، سرود گندم ، باران، سرود شالیزار، سرودِ مادر ، کودک پدر، سرود وطن، سرود زندگی و عشق را نمی خوانیم؟ یکی بپرس، که از زندگی چه می دانیم؟ نفس کشیدن آیا نشان زیستن است؟ خموش، مردن؟ یا شور و شوق پروردن!؟ چو آفتاب، به این لحظه ها درخشیدن. امید و شادی و شور و نشاط بخشیدن. مگر نه این که غمی سهمگین به دل داریم مگر نه این که به رنجی گران گرفتاریم. نشاطمان را باید همیشه، چون خورشید، _ بلند و گرم _ در اعماقِ جان نگهداریم. مده به پبچک غم، آب و آفتاب و نسیم بیا دوباره به فریاد ارغوان برسیم! |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم شهریور 1386ساعت 22:8 توسط چکاوک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ترنج تصویری جامع از حرکت و سیر انسان بسوی خداوند است که بیانگر کانونی از روح انسان است با نظم شگرف جذبه و عشق و عرفان. ترنج عکسی از زیباییها ، جذابیتها و حکمت ... و تصویری ناب از انسان کامل است. حرکت ترنج به تعبیری حرکت معانی" اِنّا لِلّه و اِنّا اِلَیهِ راجِعون" است.
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
ادبیات ایران و جهان (شعر) انگلیسی مذهبی و قرآنی فلسفه _ روان شناسی Personal points English passages |
|
RSS
|