تبليغاتX
ترنج

 

با دوست عشق زیباست

                                         با یار  بیقراری

 

                                                        از دوست درد ماند      از یار یادگاری

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 17:30  توسط چکاوک | 

ناتوان، گذشته ام زکوچه ها،

نیمه جان رسیده ام به نیمه راه،

چون کلاغ خسته ای – در این غروب –

می برم به آَشیان خود پناه!

 

در گریز، از این زمان بی گذشت،

در فغان، ازین ملال بی زوال،

رانده از بهشت عشق و آرزو،

مانده ام همه غم و همه خیال.

 

سرنهاده چون اسیر خسته جان،

درکمند روزگار بدسرشت.

رو نهفته چون ستارگان کور،

در غبار کهکشان سرنوشت.

 

می روم زدیده ها نهان شوم.

می روم که گریه در نهان کنم

یا مرا جدایی تو می کشد

یا تو را دوباره مهربان کنم.

 

این زمان، نشسته بی تو، با خدا،

آن که با تو بود و با خدا نبود.

می کند هوای گریه های تلخ،

آن که خنده از لبش جدا نبود.

 

بی تو، من کجا روم؟ کجا روم؟

هستی من از تو مانده یادگار،

من به پای خود به دامت آمدم،

من مگر زدست خود کنم فرار!

 

تالبم، دگر نفس نمی رسد،

ناله ام به گوش کس نمی رسد،

می رسی به کام دل که بشنوی:

ناله ای از این قفس نمی رسد...!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 17:30  توسط چکاوک | 

گام چهارم: ارزیابی میزان تغییراتی که داشته اید.

نکته قابل توجه اینکه کوچکترین تغییرات خود را در هر یک از جنبه ها، مهم و باارزش بشمارید و با گفتگوهای درونی مثبت نظیر من تغییر را شروع کرده ام. یا من از استعدادهایی برخوردارم که در من امید به موفقیت و غلبه بر عدم اعتماد به نفس را ایجاد میکند، به خود پاداش دهید. حتی می توانید برای خود جایزه ای در نظر بگیرید و یا کاری را که دوست دارید مثلاً رفتن به سینما و غیره انجام دهید.

 

گام پنجم: ازریابی عملی خویش در موقعیت های واقعی

به عنوان مثال سعی کنید در مورد عقاید و احساسات خود با کلماتی ساده و عادی در کلاس صحبت کنید یا در کلاسهایی که احساس راحتی بیشتری با استاد و همکلاسی ها دارید تمرین کنید و به تدریج فعالیت خود را در کلاس های دیگر افزایش دهید.

 

گام ششم: ثبت کلیه تغییرات به وجود آمده در جدولی شبیه به جدول زیر و مشاهده تغییران خود به صورت عینی.

می توانید با تخصیص نمره ، میزان تغییر در افکار، احساسات، هیجانات و رفتار را با سطح پایه و آغازین مقایسه کنید.

مثال اگر افکار شما در شروع کار بسیار آزاردهنده بوده که نمره شما نمره ای مثلاً 14 را برای آن در نظر گرفته اید در شرایط جدید چه نمره ای به آ ن می دهید؟ در سایر زمینه ها نظیر احساسات و هیجانات و رفتار نیز بدین طریق می توانید عمل کنید.

 

سایر توصیه های کاربردی:

-          اهداف واقع بینانه اگر چه خیلی کوچک و کوتاه مدت، برای خود در نظر بگیرید. برای آنها برنامه عملی و اجرایی طرح کنید.

-          بر روی نقاط مثبت و قوت خود بیشتر تمرکز کنید.

-     موقعیتهای خود را در هر زمینه و سطحی به شانس یا وقایع اتفاقی نسبت ندهید. به جای آن نقش خود را در کسب آن موفقیت ، بیشتر در نظر داشته باشید.

-     مهارت های خود را برای زندگی فردی ، اجتماعی افزایش دهید. شرکت در دوره ها یا طالعه کتابهایی که جرأتمند بودن و پذیرش صادقانه خود را به ما آموزش می دهند، بسیار کمک کننده است.

-          در دفتر یادداشتی همه تغییرات مثبت خود را بنویسید.

-          به بهداشت، تغذیه و وضعیت جسمانی و ظاهری خود توجه کنید.

-          در فعالیت های اجتماعی داوطلبانه (نظیر کمک به افراد نیازمند) شرکت کنید.

-          زمان بیشتری را برای بودن با دوستان و خانواده اختصاص دهید.

 

بیاد بداریم که "هیچ کس با اعتماد به نفس از مادر زاده نمیشود."

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 20:48  توسط چکاوک | 

آثار تخریب و ترور شخصیت در سازمان

دلایل و عوامل ترور شخصیت در سازمان هرچه باشد آثار و نتایج آن مخرب و تهدید کننده افراد حیات حتی موفقترین سازمانهای یک کشور است. چنین رفتاری باعث میشود روحیه افراد کارآمد تنزل پیدا کند و تضادهای گروهی تشدید شود و بدین ترتیب موقعیت بسیار مناسبی برای رشد فساد اداری در سازمان فراهم آید. وقتی فرهنگ ترور شخصیت در یک سازمان پذیرفته شد کارکنان نیز می آموزند برای سرپوش گذاشتن بر معایب و اشکالات خود به تخقیر کسانی بپردازند که احتمال می رود بر آنان خرده بگیرند یا روشهای مناسبتر انجام کارها را می شناسند. وقتی میزان کم کاری ، سوانح و حوادث کار، مرخصیهای استعلاجی و ترک شغل افزایش پیدا می کند و بالاخره سطح تولید کاهش می یابد، باید ضمن توجه به مسائل گوناگون ، به پدیده ترور شخصیت نیز توجه داشت و در صورتی که یک یا چند نفر از مدیران سازمان با این شیوه به اِعمال قدرت می پردازند(تا نیاز خود را به احساس قدرت ارضا کنند)، باید یا آنان را از پست خود کنا رگذاشت یا به آنان روشهای مناسب رهبری و مدیریت آموخت. پدیده های دیگر نظیر تضاد گروهی، درگیریها و اختلافات بین فردی و گروهی در سازمان می تواند از نتایج توسل مدیران به ترور شخصیت در سازمان یا از نتایج چنین پدیده ای باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 21:38  توسط چکاوک | 

میروم افسرده و خسته و زار

سوی منزلگه ویرانه خویش

بخدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه خویش

 

میبرم، تا در آن نقطه دور

شستشویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لکه عشق

زین همه خواهش بیجا و تباه

 

میبرم تا زتو دورش سازم

زتو، ای جلوه امید محال

میبرم زنده به گورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

 

ناله میلرزد، می رقصد اشک

آه، بگذار که بگریزم من

از تو، ای چشمه جوشان گناه

شاید آن به که بپرهیزم من

 

بخدا غنچه شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله آه شدم، صد افسوس

که لبم باز بر آن لب نرسید

 

عاقبت بند سفر پایم بست

میروم، خنده به لب، خونین دل

میروم، از دل من دست بدار

ای امید عبث بی حاصل

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 21:37  توسط چکاوک | 

مشخصات مدیرانی که به ترور شخصیت می پردازند

هر یک از مدیرانی که به چنین اعمالی دست می زنند در یک یا چند خصوصیت از این فهرست مشترک هستند.

1-   فقدان یا کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس یا اعتماد به خود: این مدیران به دلیل احساس حقارتی که ممکن است داشته باشند، با استفاده از مکانیسمهای دفاعی از نوع کوچک کردن و فروداشت سعی می کنند بر این احساس خود غلبه پیدا کنند.

 

2-   نیاز به قدرت و اِعمال آن : نیاز این مدیران به دارا بودن قدرت و اِعمال آن بر دیگران شدید است و مایل اند با اتخاذ همه شیوه های ممکن دیگران را وادار سازند تا در مقابل آنان کرنش کنند و سخنی بر خلاف میل آنان به زبان نیاورند. نیاز به واداشتن دیگران به اطاعت بی چون و چرا یکی از مشخصات عمده این گونه مدیران است.

 

3-   کمبود دانش فنی و تخصص لازم در زمینه های مورد نظر سازمان : این مدیران یا بدون برخورداری از دانش فنی و اطلاعات تخصصی به سرپرستی و مدیریت واحدی که کارکنان آن دارای دانش و مهارت قابل توجه و گاه ممتاز هستند ، انتخاب شده اند یا دانش فنی و اطلاعات تخصصی چنین مدیرانی پائین تر از فرد یا افرادی است که مورد ظلم و ترور شخصیت واقع می شوند.

 

4-   احساس کمبود در یک یا چند خصوصیت شخصیتی خود: مدیرانی که از نظر ظاهری یا از جهت ابعاد نیمه نهان شحصیت (نظیر هوش و استعدادها) خود را کمتر از دیگران می دانند و از طرف دیگر، می خواهند تحت هر شرایطی پست خود را حفظ کنند، احتمال دارد برای غلبه بر احساس کمبودها د رخود، به ترور شخصیت فرد یا افرادی از بین کارکنان تحت نظارتشان بپردازند.

 

5-   کم کاری و عدم توانایی برای تصمیم گیری و اجرای تصمیمات: مدیرانی که نمی توانند در موقعیت های مختلف سریع تصمیم بگیرند و سریع عمل کنند، ممکن است نسبت به فردی از گروه تحت نظارت خود که از چنین توانایی برخوردار است ، حسادت ورزند و برای حقیر یا حذف او از واحد محل کار خود به روش ترور شخصیت متوسل شوند.

 

6-   بی اعتنایی نسبت به اخلاق و اصول و روابط انسانی در کار و تظاهر به رفتارهای عکس آن: تظاهر به اعتقادات خاص و رفتارهای اخلاقی در رابطه با دیگران، می تواند یکی دیگر از خصوصیات این مدیران باشد و همین خصوصیت باعث میشود دیگران بدگوییها و انتقادات نادرست آنان نسبت به شخص مورد نظر بپذیرند و در نتیجه رفتارشان با چنین فردی بی تفاوت یا مطابق خواسته چنین مدیرانی باشد. در چنین شرایطی دیگران گرفتار اثر هاله ای می شوند و یک یا چند خصوصیت خوب این مدیران را به همه ابعاد شخصیتی آنان تعمیم می دهند و حتی متوجه خصومت آنان نسبت به شخص سوم نمی شوند.

 

7-   منصف نبودن و قضاوتهای عاطفی داشتن و برخوردار نبودن از یک شخصیت بالغ: افکار و قضاوتهای این مدیران تحت تأثیر شدید خواسته ها ، ترسها، جاه طلبیهای ناروا، خشم و حسادت آنان است. از دیدگاه اریک برن بخش کودک شخصیت آنان بیش از بخشهای والد و بزرگسال (بالیده، بالغ) آنان فعال است و برای رسیدن به خواسته های خود به هروسیله متوسل می شوند. مدیری که به بلوغ فکری و عاطفی رسیده باشد میداند توسل به ترور شخصیت نتایج منفی بسیاری در بر دارد و در نهایت خود نیز گرفتار عوارض و نتایج اقدامات خود میشود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 22:24  توسط چکاوک | 

بنا به درخواست دوست عزیزمون در وبلاگ عارفانه ها و عاشقانه ها دو تا متن اخیری که به زبان اصلی بودند ترجمه فارسی شونو هم گذاشتم. امیدوارم اگر کاستی دارن منو راهنمایی کنید. باتشکر

fشن و سنگ e

داستان نقل میکند که دو تا دوست توی بیابون قدم میزدند که در این اثنا با هم مشاجره ای داشتند و یکی از دوستان به صورت اون یکی دوستش کشیده ای میزنه. اونی که سیلی میخوره آسیب میبینه. اما بدون گفتن چیزی روی شن اینطور می نویسه:

 

امروز بهترین دوستم به من سیلی زد.

اونا به قدم زدن خودشون ادامه میدن تا اینکه به برکه ای میرسند و تصمیم میگیرند که اونجا حمام کنند. اونی که سیلی خورده بود توی گل فرو میره و داشت غرق میشد اما دوستش نجاتش داد. بعد از اینکه اون از غرق شدن حتمی نجات پیدا کرد روی سنگی نوشت:

 

امروز بهترین دوستم جون منو نجات داد.

دوستی که سیلی رو زده بود و زندگی دوستشو نجات داده بود ازش پرسید: بعد از اینکه من به تو صدمه زدم روی شن نوشتی و حالا روی سنگ. دلیلش چیه؟

دوستش جواب داد : وقتی که یه نفر به ما صدمه میزنه ما باید اونو روی شنها بنویسیم جائیکه بادهای فراموشی بتونند پاکش کنند. اما وقتی که کسی کارهای خوبی رو واسه ما انجام میده ما باید اونو روی سنگ حک کنیم جائیکه هیچ بادی حتی نتونه پاکش کنه.

 

                                             ***************   *****************

 

یه نفر ....

                                           همین حالا ....

یه نفر داره بهت فکر میکنه.

یه نفر دلواپسته.

یه نفر دلش میخواد باهات باشه.

یه نفر امیدواره مشکلی نداشته باشی.

به نفر دلش میخواد دستاتو بگیره.

یه نفر داره برات دعا میکنه.

یه نفر دلش میخواد همه چی برات نتیجه خوبی داشته باشه.

یه نفر دلش میخواد خوشحال باشی.

یه نفر دلش میخواد بهت هدیه بده.

یه نفر امیدواره که نه خیلی سرد و نه خیلی داغ باشی.

یه نفر الان داره بهت فکر میکنه و لبخند میزنه.

یه نفر دلش میخواد باهات بیرون بیاد و تفریح خوبی داشته باشی.

یه نفر دلش میخواد که تو خودتو باور داشته باشی و بدونی که اونها هم باورت دارند.

یه نفر دلش میخواد تو بدونی همیشه تو قلبش هستی.

یه نفر دلش میخواد تو بدونی که بخشی از اونی ....

مهم نیست که ممکنه چقدر ازش دور یا بهش نزدیک باشی.

یه نفر داره آهنگی رو میزنه که تو دوستش داری.

یه نفر بدون اینکه خودت بدونی داره کمکت میکنه.

یه نفر دوست تو هست.

یه نفر دلش برات تنگ میشه ، بیشتر از آنچه که تو فکرشو کنی.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 22:18  توسط چکاوک | 

چگونه اعتماد به نفس خود را افزایش دهیم؟

اعتماد به نفس ، قضاوت و نگرشی است که شخص به طور مداوم و پیوسته در کلیه جنبه های فردی، خانوادگی ، پایگاه اجتماعی و غیره از خود دارد. این نگرش و قضاوت تحت تأثیر عوامل مختلفی نظیر فرهنگ، جامعه و خانواده شکل میگیرد و باعث میشود که شخص خود را فردی "باارزش" یا "بی ارزش" ارزیابی کند. در برخی از موارد ارزش گذاری افراد غیر واقع بینانه تعریف شده است. بدین معنا که قضاوت و نگرش فرد هیچ تناسبی با "خود واقعی" او ندارد. ارزیابی نامتناسب می تواند دوشکل یا حالت داشته باشد.

الف : ازریابی بسیار بالاتر از واقعیتهای موجود در زندگی فردی، اجتماعی باشد. این افراد با اغراق و بزرگ کردن توانائیها و امکانات خود در واقع دچار اعتماد به نفس ماسک زده و تغییر شکل یافته می باشند.

ب : ارزیابی بسیار پائین تر از واقعیتهای موجود در زندگی فردی، اجتماعی باشد. این افراد با کوچک و کم ارزش شمردن توانائیها و امکانات خود هیچ یک از ابعاد فردی، اجتماعی و حتی جسمانی و ظاهری خود را نمی پذیرند و دائماً با گفتگوهای درونی منفی خود را ارزیابی می کنند.

 

گام های موثر در افزایش اعتماد به نفس

گام اول: پیداکردن خودآگاهی نسبت به موقعیتها

-          لیستی از موقعیت هایی که دچار حالت عدم اعتماد به نفس می شوید تهیه کنید.

-          لیستی از اشخاصی که در ارتباط با آنها دچار عدم اعتماد به نفس میشوید تهیه کنید.

-          افکار واقعی خود را در مواقعی که دچار عدم اعتماد به نفس می شوید بر روی کاغذ بیاورید.

-          رفتار خود را در مواقعی که دچار عدم اعتماد به نفس می شوید مشخص کنید.

 

گام دوم: پذیرش واقعیت هایی که در زندگی شما وجود دارد.

به عبارت دیگر پذیرش نقاط ضعف و قوت خود. مثلاً در کلاس یا دانشگاه تلاش نکنید که هیجان ترس و دلهره خود را پنهان کنید. چرا که به میزان انرژی روانی که صرف می کنید تا این واقعیت را وارونه جلوه دهید، میزان اضطراب در شما بالا میرود و بالارفتن اضطراب سبب افزایش علامت های عدم اعتماد به نفس میشود. می بینید که چگونه در یک سیکل معیوب فرایند عدم اعتماد به نفس شدت پیدا میکند. در سایر زمینه ها نیز "پذیرش خود" در واقع صلح با "خود واقعی" است که آرامش ذهنی را برای شما به ارمغان می آورد.

گام سوم: تلاش برای تغییر افکار ، احساسات و رفتار.

در این گام کمک گرفتن از افراد متخصص نظیر روانشناسان و مشاوران بسیار موثر است. برقراری ارتباط با افراد موفق و با اعتماد به نفس و الگو قراردادن آنها ، مطالعه کتابهای سودمند نیز توصیه میشود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 16:26  توسط چکاوک | 

عصری آسمون هم حالش خوب نبود. رنگش سفید سفید شده بود.

پرنده ها هم نمی خوندند. تو نمیدونی چرا؟

شاید واسه این بود که اونها هم دیده بودند که شاید تمام عشقها ، محبتها، نفرتها و دوست داشتنها به رسم عادت و احترام باشند.

ممکنه؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 22:22  توسط چکاوک | 

خداوندا دوباره دلش گرفته است.

دوباره پرواز چکاوک ها ، آواز چلچله ها و ترنم باران رنگ کهنگی گرفته است.

امانش بریده. زیرا که حقیقت درون بیدار گشته است.

او را دریاب!

لطافت و آرامش از آنِ توست.

معبودا! عبد تو هم اکنون نیازمند توست. او که مغبون ابلیس گشته و در کوله اش هیچ جز گناه نیاندوخته است.

او را دریاب!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 21:55  توسط چکاوک | 

 eSand and stonef

   A story tells that two friends were walking through the desert. During some point of the journey, they had an argument, and one friend slapped the other across the face. The one who got slapped was hurt, but without saying anything, he wrote on the sand:

 

Today my best friend slapped me across the face.

   They kept on walking, until they found an oasis, where they decided to take a bath. The one who had been slapped got stuck in the mire and was drowning, but his friend saved him. After he recovered from the near drowning, he wrote on stone:

 

Today my best friend saved my life.

   The friend, who had slapped and saved his best friend, asked him, "After I hurt you, you wrote on the sand, and now, you are write on a stone, why?"

   The other friend replied: "when someone hurts us, we should write it down on sand, where the winds of forgiveness can erase it away, but when someone does something good to us, we must engrave it on stone where no wind can erase it.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 15:6  توسط چکاوک | 

Somebody …

                        Right now...

Somebody is thinking of you.

Somebody is caring about you.

Somebody wants to be with you.

Somebody hopes you aren't in trouble.

Somebody wants to hold your hand.

Somebody is praying for you.

Somebody everything turns out all right.

Somebody wants you to be happy.

Somebody wants to give you a gift.

Somebody hopes you're not too cold, and not too hot.

Somebody is thinking of you and smiling.

Somebody wants to go out with you and have a lot of fun.

Somebody wants you to believe in yourself and know they believe in you.

Somebody wants you to know you are always in his/her heart.

Somebody wants you to know that you are a part of her/him… no matter how far or near you may be…

Somebody is playing a song that you love.

Somebody is helping you without you knowing.

Somebody is your friend.

Somebody misses you more than you know.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 22:18  توسط چکاوک | 

با مرکب سیاهِ ناامیدی بر جداره سپید قلبِ سیاهم نوشتم منم که تنهام  و ندانستم که دیگر سپیدی از قلبم رخت بر بسته و جایی نمانده تا بنویسم من تنهام!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 21:24  توسط چکاوک | 

تعریف ترور شحصیت در سازمان

منظور از ترور شخصیت در سازمان، " رفتار یک فرد یا افراد خاصی است که چون برای دستیابی به هدفهای شخصی یا گروهی خود قادر به استفاده از روشهای صحیح نیستند، و نمی توانند منافع خود را به شیوه ای صحیح ، مقبول، پذیرفته شده و مطابق با موازین اخلاقی به دست آورند، می کوشند با اِعمال قدرت و براساس ترس و حذف روانی فرد یا افراد دیگر، به مقصود خود برسند و طی این فرایند، آن شخص یا اشخاص خاص را در نظر روسا، مرئوسان و همکارانش نامطلوب، کم کار، مخالف اهداف سازمان ئ در نهایت، مخالف شیوه های متداول و پذیرفته شده در جامعه معرفی کنند."

بعضی رویه های ترور شخصیت در سازمان

مدیرانی که از این شیوه برای اِعمال قدرت در سازمان استفاده می کنند، معمولاً :

1-   می کوشند تا عده ای از افراد تحت سرپرستی خود را با روشهای گوناگون نظیر تشویق و دادن امتیازهای به حق و ناحق ، طرح دوستیهای کاذب و بالاخره با تهدید به شیوه های رفتاری خود آماده سازند.

2-   می کوشند در برخوردهایی که با کارکنان دیگر سازمان دارند، از فرد یا افراد خاصی در محیط کار یا در واحد تحت نظارت خد بدگویی کنند، در برخورد با آنان شوخی هایی با بار عاطفی منفی داشته باشند و موقعیت شخص یا اشخاص مورد نظر را در حضور دیگران کم اهمیت و متزلزل نشان دهند.

3-   اگر نتوانند در حضور شخص مورد نظر از وی بدگویی کنند و حدس بزنند که ممکن است واکنش صریح فرد مورد نظر موجبات رسوایی و تغییر نگرش دیگران را نسبت به خودشان فراهم سازد، در ظاهر رفتاری سرد و بی تفاوت با او خواهند داشت ولی در خلوت به شیوه های مختلف علیه او سخنان و مطالب ناروا می گویند و فرصتی ایجاد نمی کنند تا شخص مورد نظر از این اتهامات اطلاع پیدا کند و به دفاع خود بپردازد.

4-   می کوشند بدون توجه به صلاحیتها و توانایی های بالقوه و احتمالاً بالای فرد مورد نظر، مسئولیتها و وظایف کم اهمیت تر را به عهده او گذارند، از ارائه هر فرصتی که می تواند باعث افزایش کارایی و محبوبیت او در سازمان شود، جلوگیری کنند و احیاناً کارهای سخت و خسته کننده را به عهده او گذارند.

5-   در حضور او از کارکنان دیگر تعریف می کنند ولی هیچ گاه به خدمات و خصوصیات قابل توجه شخص مورد نظر اشاره ای نمی کنند و در مواردی آن چنان رفتاری در پیش می گیرند که گویی چنین شخصی در سازمان محل کار آنان وجود ندارد.

6-   مانع از شرکت وی در دوره های آموزشی داخل یا خارج از سازمان یا خارج از کشور می شوند و بدین ترتیب او را از رویدادهای جدید رشته تخصصی خود باز می دارند تا فرصتی برای رشد و کسب محبوبیت در سازمان به دست نیاورد.

7-   می کوشند در فرصتهای مختلف و در ملاقات با روسای خود و حتی ملاقات با بالاترین سطح مدیریت سازمان شخص مورد را اصطلاحاً از چشم آنان بندازند و اتهاماتی را بر او وارد سازند که می تواند کذب کامل باشد ولی چون این نوع مطالب نادرست در فرصتهای مختلف و در رابطه با مسائل گوناگون برای این مقامات مطرح میشود و از طرف دیگر چون به فرد مورد نظر هیچگونه فرصتی داده نمیشود تا از خود دفاع کند و او از چنین وقایعی بی اطلاع است ، بتدریج مدیران سطوح بالاتر نیز تلقینها و اتهاماتی را که بر شخص مورد نظر وارده شده می پذیرند یا نگرش آنان نسبت به او تغییر می کند.

8-   می کوشند تا حد امکان از شرکت در جمع کارکنان خود وخاصه هنگامی که شخص مورد نظر در این جمعها حاضر است، اجتناب کنند و ملاقاتهای خود را به تماسهای فردی با افراد تحت نظارت خود محدود سازند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 18:26  توسط چکاوک | 
می نویسم « د ی د ار » تو اگر بی من و دلتنگ منی ... یك به یك فاصله ها را بردار.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 22:49  توسط چکاوک | 
انحنای روح من
شانه های خسته غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا ؟؟!
درد دوستی کجا ؟؟!
دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعرتازه مرا درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم......
 
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 22:16  توسط چکاوک | 
روزگار غریبی ست !

                               و من غریب تر!!

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 22:16  توسط چکاوک | 

 

هفت رهنمود برای سازگاری باشغل

 

بسیاری از ما حداقل یک شغل نامناسب داشته ایم و می دانیم که چقدر تحمل آن سخت و دشوار است، شاید برخی از افراد نیز کماکان از وضعیت شغلی خویش ناراحت باشند.

با توجه به شرایط فعلی اشتغال در جامعه و مسایل و مشکلات مالی باید بیاموزیم که چگونه با شرایط فعلی سازگاری بیشتری پیدا کنیم تا روزگار را راحت تر سپری کنیم.

 

1-     اهدافی را برای خود در نظر بگیریم.

گاهی رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده میتواند از بار مسایل و مشکلات بکاهد و نیز باعث امیدواری در زندگی شود لازم نیست اهدافتان را فهرست کرده و هر روز آنها را بررسی کنید، کافی ست هر روز کارهایی را مشخص کنید تا فقط یک گام به هدفتان نزدیکتر شوید، سعی کنید در شروع کار اهداف کوچکتر را مدنظر قرار دهید تا زودتر به آنچه که می خواهید دسترسی پیدا کنید.

 

2-     ساعتی خود را به خود اختصاص دهید.

تحمل کردن شغلی که دوستش نداریم بسیار سخت و دشوار است اما تا پیدا شدن شغل و شرایط جدید مقاومت درونی خویش را افزایش دهید به آن لبخند زده و با آن مدارا کنید.

سعی کنید صبح خود ار به خوبی آغاز کنید زیرا باعث میشود به طرز حیرت آوری بقیه روز را با شادی و آرامش سپری کنید. می توانید بعد از اتمام ساعت کاری به استخر بروید، و یا هر کاری که دوست دارید انجام دهید شوق رسیدن برای انجام چنین برنامه هایی در سپری شدن ساعت کاری شما نقش بسزایی دارد.

 

3-     خودتان را در چارچوب محدود نکنید.

چنانچه مشکلات کاری شما ناشی از عدم هماهنگی میان توانایی و کارهایتان است خودتان را آزار ندهید بلکه روابط خود را گسترش دهید تا بر پایه آن بتوانید درباره شغل تحقیق مناسب تری نماید. نوشتن حداقل 5 رزومه و ارسال آن به شرکتها و ادارات مختلف، پیوستن به انجمن ها و یا پذیرش یک پروژه به صورت پاره وقت می تواند شرایط و بستر جدیدی را در زندگی شما مهیا کند.

 

4-     به نکات مثبت شغلتان نیز بیندیشید.

هرشغلی به طور یقین دارای نکات مثبت بسیاری است. تمامی شغلها برای شما یک نتیجه خیلی مهم به ارمغان خواهند داشت آن هم تجربه است هیچگاه تصور نکنید که شغلتان هیچ فایده ای برای شما ندارد، بلکه زیرک باشید و از آن به عنوان سنگ بنا استفاده کنید. مثلاً پاسخگویی به تلفن در تمام ساعت روز کار بی فایده ای نیست بلکه به قوی شدن ارتباطات و شناخت شما از آن مرکز می انجامد. داشتن تجربیات بیشتر رزومه شما را پربارتر می کند. بسیار مهم است که کار خود را به بهترین شکل انجام دهید و از دستاوردهای آن احساس مطلوبی داشته باشید.

 

5-     از فرصت های موجود در محل کارتان بهره مند شوید.

گاهی اوقات پیش می آید که برخی اداره ها و شرکتها برای ارتقای سطح آگاهی کارکنان و پیشبرد اهدافشان اقدام به برپایی کلاس های آموزش ضمن خدمت می کنند. حتماً این فرصتها را مغتنم شمرده و از آن ها بهره مند شوید. شما برای اینکه فردی کارآمدتر باشید باید هر روز مطالب جدیدی بیاموزید و آن را در جهت ارتقای سطح کیفی و کمی شغلتان مورد استفاده قرار دهید.

 

6-     در کارهایتان تنوع ایجاد کنید.

یکنواختی در کار باعث کاهش بهروری و راندمان کاری می شود و شما را در راه رسیدن هرچه بیشتر به هدفتان باز میدارد. تنوع در انجام کارها حتی به صورت جزیی مانند تغییر جهت میز کار، تغییر نمایشگر صفحه رایانه، جابجایی لوازم میز کارتان می تواند باعث تغییر روحیه شده و شما احساس نو بودن خواهید کرد.

 

7-     سازگار باشید.

شما هرگز نمی توانید تصور کنید که فردا چه اتفاقی خواهد افتاد. اگر به دلیل ناراحتی از شغلتان با همکار یا رییس تان سازگاری ندارید به یاد داشته باشید نباید باعث دلخوری و رنجش آنها شوید. سعی کنید ارتباطات خود را حفظ کنید و از انتقادات سازنده آن ها استفاده کنید شاید همکاران امروزتان دوستان بسیار خوب فردای شما باشند. یادتان باشد شما قادرید سرنوشت خود را تغییر دهید پس سر را بالا گرفته و جستجو را برای موفقیت بهتر آغاز کنید، موفق و موید باشید.

                                                                                                                     « برگرفته از هفته نامه بازار کار»

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 22:13  توسط چکاوک | 

مرا نیز پایانی ست!

و آنگاه که من نیز به شربت شیرین مرگ مشروب گشتم آیا این چنین به اندر تفکر اکنون خویشتنم ؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 22:17  توسط چکاوک | 

طبیبی را دیدند که هرگاه به گورستان رسیدی، ردا بر کشیدی. از سبب آن سوال کردند. گفت: " از مردگان این گورستان شرم دارم ، زیرا که بر هر که میگذرم ، شربت من خورده است و در هر که مینگرم ، از شربت من مرده است!"                                            

                                                                             « لطایف الطوایف » فخرالدین علی صفی 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 22:16  توسط چکاوک | 

خانهء دربسته بر هجوم جوانی

خانهء تاریکی و تصور خورشید

خانهء تنهایی و تفأل و تردید

خانهء پرده، کتاب، گنجه، تصاویر

 

آه ، چه آرام و پرغرور گذر داشت

زندگی من چو جویبار غریبی

در دل این جمعه های ساکت متروک

در دل این خانه های خالی دلگیر

آ ه، چه آرام و پر غرور گذر داشت...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 22:10  توسط چکاوک | 
روزگاری هستی ام را می نواخت

آفتاب عشق شورانگیز من

این زمان خاموش و خالی مانده است

سینه از آرزو لبریز من.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 0:33  توسط چکاوک | 
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!

*******

ای خدای من تو خود بهتر از هرکه دانایی به آنچه که در ضمیرمان میگذرد پس کمکم کن ای خدای من دستم را بگیر و تنهایی ام را بستان و خود را به من هدیه ده!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 22:19  توسط چکاوک | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
ترنج تصویری جامع از حرکت و سیر انسان بسوی خداوند است که بیانگر کانونی از روح انسان است با نظم شگرف جذبه و عشق و عرفان. ترنج عکسی از زیباییها ، جذابیتها و حکمت ... و تصویری ناب از انسان کامل است. حرکت ترنج به تعبیری حرکت معانی" اِنّا لِلّه و اِنّا اِلَیهِ راجِعون" است.

نوشته های پیشین
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آرشیو موضوعی
ادبیات ایران و جهان (شعر)
انگلیسی
مذهبی و قرآنی
فلسفه _ روان شناسی
Personal points
English passages
پیوندها
خبرنگار (دکتر حمید ضیایی پرور)
کرمان (دکتر غفاري)
(چشمه) زرداب او (سيدمهدي يوسفي)
آموزش زبان انگليسي و اصول و روش ترجمه (سارا)
کامران نجف زاده
مهر بیکران
تشنه تر از آب (الیاس)
یکیتا
عارفانه ها عاشقانه ها ( مهدی و فاطمه )
بامدادان (ایمان)
پدرام - شاعر کوچولو
هنر طباخی
طباخ خانه
حرف های تنهایی من با تو (امید)
نگار
دکتر علی شریعتی
عبدالکریم سروش
آسمان هشتم
رهروان (روانشناسی و مشاوره)
نگارینا
کليپ و صوت و شهدا و و هر چي بخواي(سروش)
حجت الاسلام قرائتی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان